سری نهم خاطرات کوتاه
-
تاریخ: 1399/1/27 ساعت: 23:42
هیفده. مقدمۀ هیفده میشود اینکه پدرم باید قبل از عید بازنشسته میشد. اما خب از آنجایی که نمیشود یکهو بچههای مردم را رها کرد، اصولن معلمهایی که وسط سال تحصیلی بازنشسته میشوند
«سه روشِ سامورایی»
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 15:00
یا «به تعداد آدمها راه هست برای رسیدن به جمع نسبیتیِ سرعتها!» نسبیت خاص -برای ذهن گالیلهای ما- نتیجههای اولیۀ غریب و درعینحال دوستداشتنیای دارد. ساختار ریاضی زیبا و&nb
谢谢电晕
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 15:00
یک. فکر میکنم این روزها در منظمترین و پربازدهترین حالت خود از بدو تولد تا الآنام! صبح بیدار میشوم و چای درست میکنم و چنددقیقهای منتظر میمانم تا خانواده هم بیدار شوند و صبحانه بخوریم. ماد
توحید علمی!
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 15:00
من و آماری و 1GR، الباقی اضافات است! اگر هستی که بسمالله! در تأخیر آفات است! مرا محتاج Particle Physics کردی، ملالی نیست تو هم محتاج خواهی شد، فیزیک دارِ مکافات است! ببین 2Curvature Perturba
The Legend of 1900
-
تاریخ: 1398/10/30 ساعت: 23:02
All that city... You just couldn't see an end to it. The end! Please, could you show me where it ends? It was all very fine on that gangway and I was grand, too, in my overcoat. I cut quite a figure
[...]
-
تاریخ: 1398/10/30 ساعت: 23:02
همیشه سعیم بر این بوده که سوار جریانات اجتماعی و سیاسی نشوم و ساکت بمانم. میخواهد صعود تیم ملی به جام جهانی بودهباشد یا مرگ آیتالله. دلیلش هم این است که واقعن معتقدم در عصر ارتباطات، ان
قصۀ ما...
-
تاریخ: 1398/10/30 ساعت: 23:02
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلا
تخت یا بسته؟ اصلن مسئله این نیست!
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 20:45
این متن را برای شمارۀ نخست ژرفانامه نوشتم که دیروز در دانشکدهمان منتشر شد. ژرفانامه قرار است نشریۀ علمی-فرهنگی انجمن علمی میانرشتهای ژرفا باشد. قبلن هم در پاراگراف دوم اینجا گریزی به موضوعِ این ن
شبهای روشن
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 20:45
پنجشنبۀ هفتۀ گذشته بود که دلم هوای این را کرد که کتابی که در حال خواندنش بودم را کنار بگذارم و کتاب جدیدی را شروع کنم. کتابی که سریع بخوانمش و بعد از آن دوباره برگردم سر کتاب نخست.
سری پنجم خاطرات کوتاه
-
تاریخ: 1397/4/5 ساعت: 4:43
نُه. کوچیک که بودم (بازم حول و حوش اوایلِ ابتدایی) فکر میکردم چک کردن پاسپورت برای خروج از کشور حتمن باید لبِ مرز انجام بشه! به همین دلیل تصور میکردم کسایی که زمینی سفر میکنن، دم مرز پیاده میشن و از یه اتاقک کوچیک، که توش پاسپورتها رو چک میکنن، رد میشن و میرن توی اون یکی کشور و بعد مسیرشون رو ادامه ...
در راستای تزکیهی نفس!
-
تاریخ: 1397/4/5 ساعت: 4:43
خواندن این متن، قبل از خواندنِ مطلبِ «آدم کسی مباش!» توفیقی ندارد! روزی یکی از بچههای خوابگاه نزد من آمد تا چندی سوال بپرسد. دیدم جوان مستعدیست که به دلایلی، خیلی نتوانسته پیشرفت کند. ذهن دقیق و سوالهایی بدیع داشت که بیپاسخ مانده بودند. پاسخهای من را که میشنید، انگار تشنهای میمانست که در دل بیابان، ...
غریبخوابی
-
تاریخ: 1397/4/5 ساعت: 4:43
از همون زمان بچگی کمکم به یه موضوعی در مورد خودم پی بردم و اون این بود که توانایی کنترلِ صددرصد ذهنم رو در بعضی موارد ندارم! مثلن میخوام توی ذهنم اتفاق x بیفته، ولی یه لحظه از ذهنم این میگذره که شاید اتفاق y بیفته! و دقیقن اینجاست که ذهنم کاملن سوییچ میشه روی اتفاق y و واقعن در اون لحظه دیگه نمیتونم...
خدایِ کشتار
-
تاریخ: 1397/4/5 ساعت: 4:43
وقتی تئاترِ «آنسویِ آینه»ی علی سرابی رو دیدم، با خودم گفتم که دیگه تئاترهایی که این بشر کارگردانی کرده رو نباید از دست بدم. این شد که سهمیهی تئاترِ خردادماه رو (در آخرین روزش!) گذاشتم برایِ نمایشِ «خدایِ کشتار» که برای اولینبار، فروردین و اردیبهشت 96 رفت روی صحنه و حالا بعد از گذشت بیش از یکسال دوبا...
-
تاریخ: 1397/4/5 ساعت: 4:43
میخواهم بیتکلّف بنویسم این رقعه را شازده! شاید تفاوتِ حک شدن داخل صفحات تاریخ با فراموش شدن از آن، همین باشد. همین که، شاید «قهرمانانه باختن» مایهی مباهات باشد، که هست، اما هنوز هم «بردن» طعم دیگری دارد. درست است که «قهرمانانه باختن» صد پله برتر از «باختن» است، اما هنوز یک قدم دارد تا به «بردن» برسد...